تبليغاتX
سوزنک
اندیشه وانتخاب صحيح،درسیاست وجامعه وعلم

براندازی نرم (انقلاب های مخملین/رنگی)

نوشته لطفعلي لطيفي پاکده،عضو هيئت علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى

تـلاش مـى شـود مـخـالفـان نظام در افكار عمومى طرفدار صلح و صفا مـعـرفـى شـونـد و طـرفـداران نـظـام اهـل خـشـونـت و جـنـگ طـلبـى ! امـا در هـمـان حال در پشت پرده اين مخالفان نظام هستند كه براي تغييرارشها دست به خشونت مى زنند.

 چكيده

 بـرانـدازى نرم در اصطلاح به معناى ((اجراى برنامه اى حساب شده ، مسالمت آميز و دراز مدت براى نفوذ در اركان سياسى يك نظام )) است كه به منظور تغيير سيستم سياسى يك كـشـور و يـا ايـجـاد تـغـيـيـر و تـحـول اساسى در ارزش هاى اساسى حاكم بر مديران آن صورت مى گيرد. آمريكا در سال هاى اخير از اين روش براى براندازى رژيم هاى مخالف خـود بـارهـا اسـتـفـاده كـرده است . تضعيف رهبرى ، تفرقه اندازى و نبرد رسانه اى از مهم ترين فعاليت ها در براندازى نرم است و تقويت اتحاد خودى ها و تضعيف اتحاد مخالفان نـظـام اسـلامـى ، جـديـت در نـظـارت ، تاءييد صلاحيت ، حفاظت اطلاعات و حراست ها، تقويت دروس عـقـيـدتـى ، سـيـاسـى (بـا تاءكيد بر درس اخلاق )، زير نظر گرفتن رفتارهاى مـخـالفـان نـظام و خنثى سازى سريع شايعات دشمن ، افزايش آگاهى هاى مردم و تقويت روحـيـه امـيـد و پـايـدارى در بـيـن آنان ، اطاعت از رهبرى و همراهى با روحانيت متعهد در خط رهبرى و تلاش براى جذب مجدد كسانى كه از نظام اسلامى كدورت پيدا كرده اند، از جمله فـعـاليـت هـاى مـقـابـله با آن است . تعريف مفاهيم ، تاريخچه ، راهكارهاى براندازى نرم ، مـراحـل ، الزامـات و خـصوصيات براندازى نرم و چگونگى مقابله با آن مباحثى است كه در اين مقاله مطرح مى شوند.

 مقدمه

 سـخن از براندازى نرم سخنى تازه هست و نيست ! از روزگاران دور، هرگاه ....متن کامل این مقاله را در ادامه همین مطلب و   در وبلاگ تاریخ معاصر(محمد رضایی) ببینید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 21  توسط خبرنگار  | 

نامه سرگشاده انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان 7 دانشگاه؛
آقاي سيد حسن خميني! زمان خوبي را براي خروج از كشور انتخاب نكرديد

خبرگزاري فارس: اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان 7 دانشگاه كشور با صدور نامه‌اي سرگشاده خطاب به سيد حسن خميني، نسبت به سكوت وي در قبال اهانت فتنه‌گران و قانون‌شكنان به ساحت بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي و خروج وي از كشور در برهه فعلي انتقاد كردند.


به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شريف، انجمن اسلامي دانشگاه شاهد، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه يزد، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهركرد با صدور نامه‌اي سرگشاده خطاب به سيد حسن خميني نوه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي و رئيس مؤسسه حفظ و نشر آثار امام خميني(ره) تأكيد كردند: با خبر شديم كه شما در روز جمعه و در حالي كه مردم ايران از توهين عده‌اي اغتشاشگر فرصت‌طلب فتنه‌گر به ساحت مقدس امام خميني(ره) خون مي‌گريند،‌ از كشور خارج شده و به سفر خارجي رفته‌ايد و اين در حالي است كه حضرتعالي به عنوان رئيس مؤسسه حفظ و نشر آثار امام خميني(ره) در اين برهه حساس مي‌بايست بيش از پيش احساس وظيفه كرده و نسبت به اين اهانت بي‌شرمانه واكنش نشان مي‌داديد.
نويسندگان اين نامه خطاب به سيد حسن خميني افزوده‌اند: حضرتعالي نبايد فراموش كنيد كه مردم شما را يادگاري از بيت حضرت امام دانسته و همواره مورد احترام مي‌دانند؛ اما اي يادگار امام! شما را چه شده است كه در مقابل توهين و زيرسوال بردن آرمان‌ها و اصول به يادگار مانده از امام(ره)، هيچ واكنشي نشان نمي‌دهيد؟
اين نامه مي‌افزايد: آقاي سيد حسن خميني! شما به واسطه مسئوليتتان در مؤسسه حفظ و نشر آثار امام و همچنين وابستگي نسبي به امام، قطعا از مواضع ايشان آگاهيد و مي‌دانيد كه ايشان فلسطين را پاره تن اسلام ناميدند، شما قطعا مستحضر هستيد كه امام فرمودند "جمهوري اسلامي، نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر "، شما از متن نامه امام به شيخ مطرود و ساده‌لوح آگاهيد، شما موضع امام نسبت به نهضت آزادي را بايد بهتر از همه بدانيد،‌ شما سخنان امام درباره قانون‌شكنان و قيام‌كنندگان عليه نظام اسلامي را به خاطر داريد، شما جمله "پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد " از امام ره و نظرات ايشان درباره قيام‌كنندگان عليه ولي فقيه در كتاب ولايت فقيه امام را خوانده‌ايد اما چه شده است كه در برابر شعارهاي "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران " زبان برنمي‌گشاييد و موضع‌گيري نمي‌كنيد؟ چرا در مقابل كساني كه سخنان شيخ مطرود امام را مايه دلگرمي خود مي‌دانند نمي‌ايستيد و سخنان امام را فرياد نمي‌كنيد؟ چرا در برابر كساني كه عليه ولي فقيه قيام كرده‌اند، موضع‌گيري نمي‌كنيد و دينتان را به نظام و انقلاب اسلامي ادا نمي‌كنيد و ....
نويسندگان اين بيانيه تأكيد كرده‌اند: از همه اينها كه بگذريم، در شرايطي كه فتنه‌گران و امويان، اهانت به امام(ره) و آرمان‌هاي ايشان را به اوج رسانده و تمثال ايشان را به آتش كشيدند، حداقل انتظار از جنابعالي اين بود كه به موضع‌گيري در اين باره پرداخته و براي يكبار هم كه شده براي آخرتتان و براي اداي دينتان به امام راحل كه همه شأنيت و آبروي شما و ما به واسطه ايشان است، فتنه‌گران و قانون‌شكنان را محكوم مي‌كرديد اما در كمال تعجب شنيديم كه جنابعالي در حركتي غيرقابل انتظار، از كشور خارج شده‌ايد.
اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان 7 دانشگاه كشور در پايان تأكيد كرده‌اند: جناب آقاي حاج سيد حسن خميني! انتظار رهپويان واقعي امام و رهبري در شرايط كنوني آن است كه حضرتعالي به عنوان مسئول مؤسسه حفظ و نشر آثار امام خميني(ره)، به جاي غايب شدن و فرار از پاسخگويي، با موضع‌گيري قاطع در برابر مدعيان كاريكاتوري راه امام كه در چند ماه اخير اهانت به امام(ره) و آ‌رمان‌هاي ايشان را به اوج رساندند، به دين خود در برابر امام اين امت عمل كنيد. منبع

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 21  توسط خبرنگار  | 

عبدالكريم سروش ضمن حمايت از كروبي به رئيس‌جمهور حمله كرد
از ته دل آرزومندم احمدي‌نژاد سر كار نيايد/ موسوي با گذشته وداع نكرده

تئوريسين جريان اصلاح‌طلب كه لحن تند و غرض‌آلود وي عليه منتقدانش مشهور است، در جديدترين اظهارات انتخاباتي خود ضمن حمايت از كروبي، حمايت خاتمي و برخي اصلاح‌طلبان از موسوي را سیال برانگيز خواند و در عين حال تأكيد كرد كه از ته دل آرزومند است احمدي‌نژاد دوباره بر سر كار نيايد.

به گزارش رجانيوز، عبدالكريم سروش كه با سايت ضدانقلاب روزآنلاين گفت‌وگو مي‌كرد، اظهار داشت: من از ته دل آرزومندم که آقاي احمدي‌نژاد بر سر کار نيايد. يک سال و نيم پيش من در دانشگاه جرج واشنگتن، در سميناري در پاسخ به سؤالي گفتم که آقاي احمدي‌نژاد ديگر نمي تواند و نبايد رئيس‌جمهور بشود. خيلي‌هاي ديگر هم به اين نتيجه رسيده اند و اميدوارم که در عمل هم چنين چيزي تحقق پيدا کند.

وي در ادامه با حمله به رئيس‌جمهور و بدون ذكر مصداق ادعا كرد: کم نبود آن آبرويي که ايشان از ايران برد، کم نبود آن همه دروغي که به مردم گفت. کم نبود آن همه خرافه‌پروري و سفاهت‌گستري که کرد؛ کم نبود آن همه پولي که از چاه‌هاي نفت بر داشت و در چاه هاي جمکران ريخت. کافي است آن همه خوني که به جگرها کرد.

وي در پاسخ به اين سؤال كه "از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟"، با اشاره به اعلام حمايت 4 سال پيش خود از كروبي و تأكيد بر حمايت مجدد از وي درخصوص علت عدم گرايشش به موسوي افزود: من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشين‌اش وداع نکرده است و علي‌رغم اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين است و رگه هاي نگران کننده اي در سخنان ايشان وجود دارد. در عمل هم 20 سال نشست و ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن"

سروش در خصوص حمايت خاتمي از ميرحسين گفت: اين همان چيزي است که موضع آقاي خاتمي را براي من سؤال انگيز کرده است. من رفتن پاره اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلاً درک نمي کنم. يعني از ديد سياسي که نگاه مي کنم، کاملاً برايم مبهم است. به صراحت براي شما بگويم اينکه کسي دوباره بيايد و در کسوت سياسي، ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد، نمي پسندم. بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد.

وي در پاسخ به اين سؤال كه بعضي مي گويند کروبي هم بيايد، فرقي نمي کند، اظهار داشت: بستگي دارد که توقع شما از رياست جمهوري در ايران چه باشد. من توقعم از رياست جمهوري اين است که فضا اندکي باز بشود که اهل انديشه و اصلاح بتوانند در جامعه مدني، کاري بکنند. مطبوعات قدري آزادتر باشند؛ مردم کمي آزادتر باشند و سايه ترس، از روي سر مردم کنار برود. قوه قضاييه قدري پاکيزه تر بشود. مثلاً من در شعارهاي آقاي موسوي کمترين چيزي نديدم که نسبت به قوه قضاييه حساسيتي نشان بدهند؛ در حالي که قلب طپنده دموکراسي و عدالت -حالا نام دموکراسي را هم نبريم، بگوييم عدالت- در قوه قضاييه است؛

سروش همچنين ادعا كرد: قوه قضاييه اي که همه ما مي دانيم آلوده به انواع مفاسد است. اگر چنين شجاعتي و چنين اراده اي وجود نداشته باشد، بقيه دستگاه ها نمي توانند کاري بکنند.

تئوريسين اصلاح‌طلبان در بخش ديگري از اين گفت‌وگو اظهارنظر عجيبي در خصوص حرمت شراب كرد و گفت: حقيقت اين است که بالاخره در بهشت هم شراب هست، يعني شراب در فضاي واقعي خود، نقش خوبي اجرا مي کند. يک بار در يک توضيحي اين را آوردم. کسي از من پرسيد چرا در بهشت شراب هست ولي در اينجا شراب حرام است؟ گفتم اتفاقا نکته اش در همين است. براي اينکه در بهشت فقط خوبان هستند (بنا بر تعريف) لذا شراب، خوبي هايشان را آشکارتر مي کند ولي چون در اين دنيا خوب و بد مخلوط اند، خداوند آن را منع کرده است.

وي بدون توضيح در خصوص اينكه شراب دنيايي كه از نظر شرع مقدس نجس بوده و خوردن آن حرام است، چه ربطي به شراب طهور بهشتي دارد، در پاسخ به اين سؤال مصاحبه كننده كه "يعني به خاطر يک مشت بد، خوب ها هم بايد بسوزند!"، گفت: بله، هميشه خوب ها به پاي بدها سوخته اند! کدام آدم خوبي، ديگران را شکنجه کرده؛ بدها هميشه خوب ها را شکنجه کرده اند. سروش در اين مصاحبه همچنين فقهاي عاليقدر شيعه را به طالبان تشبيه كرد و با اشاره به موضع‌گيري‌هاي صريح مرحوم آيت‌الله مشكيني در قبال اظهارات ضدديني هاشم آقاجري در سال 81، ادعا كرد: اين اگر طالباني نيست، پس چيست؟ رجانیوز

+ نوشته شده در  88/02/21ساعت 17  توسط خبرنگار  | 

نگرانی کروبی از توافقات پشت پرده میرحسین با اهل تسنن

در اين ديدار مولوي عبدالحميد(از تندروترین های متمایل به وهابیت) رسما همه توافقات و حمايت‌هاي خود از مهدي كروبي دبير كل حزب اتحاد ملي را پس گرفت و اعلام کرد از ميرحسين موسوی حمایت می کند. مولوي عبدالحميد از چهره‌هاي شاخص اهل سنت شرق كشور و امام جمعه مسجد مكي زاهدان با تني چند از همراهان خود که اواخر فروردين ماه به تهران آمده بود، با ميرحسين موسوي ديدار كرد. به گزارش خبرنگار "جهان" اين ديدار صبح روز يكشنبه اول ارديبهشت ماه جاري با هماهنگي مصطفي تاج‌زاده عضو سازمان مجاهدين انقلاب و حسيني استاندار سابق سيستان در خيابان زرتشت و در دفتر موسوی برگزار شد.

در اين ديدار مولوي عبدالحميد رسما همه توافقات و حمايت‌هاي خود از مهدي كروبي دبير كل حزب اتحاد ملي را پس گرفت و اعلام کرد از ميرحسين موسوی حمایت می کند.مولوی عبدالحمید هر گونه اظهار نظري كه پيش از اين از سوي مسجد مكي زاهدان صورت گرفته را فاقد ارزش دانست و به موسوی اطمینان داد، از آنجا كه احساس مي‌كند با وجود میرحسین در صحنه انتخابات نيازي به حضور كروبي نيست با جان و دل از او حمایت خواهد کرد.

ميرحسين موسوي هم در اين ديدار از حمايت اهل سنت استقبال كرده و به مولوي عبدالحميد امام جمعه مسجد مكي زاهدان قول داد در صورت پيروزي در انتخابات و كسب كرسي رياست جمهوري مسجدي براي نماز جمعه اهل تسنن در تهران احداث نماید.گفتنی است مصطفی تاج زاده که میرحسین موسوی را همراهی می کرد نيز در سخنان كوتاهي وجود رابطه ميان موسوي و چهره‌هاي شاخص اهل سنت را لازم و مناسب ارزيابي كرد و تاكيد كرد بايد اين رابطه در روزهاي منتهي به انتخابات بهتر و تنگاتنگ‌ شود. بر اساس برخي شنيده‌ها اين چهره شاخص اهل سنت شرق كشور پس از ديدار با كانديداي اصلاح طلبان به خارج از كشور سفر كرده است . لازم به ذکر است توافقات ميرحسين موسوي با امام جمعه مسجد مکی زاهدان در آستانه سفر اين هفته او به سيستان و بلوچستان نگرانی مهدی کروبی دیگر کاندیدای اصلاح طلبان را به همراه داشته است، چرا که وی حساب ویژه ای برای کسب رای قومیتها و اقلیتهای مذهبی باز کرده بود. نهال نیوز

+ نوشته شده در  88/02/09ساعت 1  توسط خبرنگار  | 

دروغ پردازی ها درباره پرتقال وارداتی: دسیسه های انتخاباتی به چه قیمتی؟

چند روزی است که شایعاتی پیرامون واردات پرتقال های اسرائیلی رواج پیدا کرده است که در ابتدا موجب حیرت مردم گردید، چرا که دیده شد در بازار میوه، پرتقال هایی با مارک شرکت صهیونیستی به فروش گذارده شده است. این مسأله عکس العمل سریع و به حق بسیاری از مردم، رسانه ها ومسؤولین را به همراه داشت که با پی گیری های انجام شده معلوم گردید که ماجرا چیز دیگری است.
دیروز كيومرث جليليان مديرعامل سازمان حمايت مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان در جمع خبرنگاران اظهار داشت: «با توجه به ممنوعيت قانوني مبني بر واردات هر نوع كالا از رژيم صهيونيستي و نيز حرمت معامله با صهيونيست‌ها و در پي شايعه توزيع پرتقال‌هاي منسوب به رژيم صهيونيستي در صدد دادن اطلاعات شفاف به مردم شديم.


از بين 5 هزار تن پرتقال وارد شده از كشورهاي مختلف مانند چين، مصر و آفريقاي جنوبي حدود 80 كارتن، داراي ميوه‌هاي مارك‌دار تقلبي، با آرم يك شركت صهيونيستي يافا بوده است كه خوشبختانه جعل‌كنندگان اين مارك‌ها آنقدر ناشي بودند كه حتي رنگ اصلي آرم شركت ياد شده را رعايت نكرده و با بي‌سليقگي كامل رنگ مشكي در آرم مشاهده مي‌شود، در حالي كه رنگ اصلي آن آرم آبي مي‌باشد! پرتقال‌هاي مشكوك در برخي از ميدان ميوه و تره‌بار تهران كه در اجاره‌ بخش خصوصي است توزيع شده و احتمالاًَ در مسير بين انبار و سردخانه تا ميدان، ليبل‌هاي جعلي نصب شده است».
همچنین همايون دارابي رئيس سازمان حفظ نباتات گفت:‌ «محموله‌ايي كه تعدادي ليبل بر روي ميوه و نه كارتن آن با آرم جعلي يك شركت صهيونيستي توزيع شده در حدود 48 تن بوده است». 
وی در توضیح چگونگی واردات میوه بیان داشت:« تنها محصولاتي وارد مي‌شود، كه داراي گواهي بهداشت نباتي بوده باشند. تمام علائم نشان مي‌دهد كه پرتقال‌ها چيني بوده اما با اين وجود در يك مركز تحقيقات كشور نمونه‌هايي از آن براي آزمايش ارسال شده و بزودي نتيجه آن اعلام مي‌شود».
این حرکت عجیب و جعل آرم شرکت صهیونیستی مدتی تمام کارشناسان سیاسی را در بهت فرو برده بود تا اندک اندک زوایای پنهان آن آشکار گردید. اما این رویداد و حواشی آن چندین نکته را در پی داشت:
ابتدا حساسیت و عکس العمل به موقع و سریع مردم، مسؤولین و رسانه ها این پیام را به سران صهیونیستی رساند که تنفر جامعه اسلامی ما از اشغالگری و کشتار مسلمانان توسط اسرائیل یک حس اجتماعی و فراگیر است که با هیچ ترفند و روشی نمی توان حساسیت های جامعه نسبت به آن را کاست و در این راستا باید قدردان فهم و درک عمومی مردم بود و باید این نگاه عمیق را به عنوان یک افتخار اجتماعی در تاریخ کشورمان ثبت نماییم.
اما از طرف دیگر اهداف گردانندگان این پروژه تبلیغاتی را نباید نادیده گرفت. معلوم نیست که چه افرادی دست به این اقدامات می زنند و دقیقا اهداف و مرکزیت آن ها به کجا برمی گردد. اما آنچه که همواره جوامع را با خطرهای داخلی و خارجی مواجه نموده است، رفتارهای یک سری از این گونه افراد است که بدون این که درک عمیقی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشند اقدام به طراحی پروژه هایی جهت کسب امتیازات خاص سیاسی در راستای منافع خویش می نمایند، غافل از این که این اقدامات بعضا می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد.
به طور اجمال می توان حدس زد که این حربه تبلیغاتی در جهت تخریب دولت طراحی گردیده است تا با جریحه دار کردن احساسات و عواطف عمومی مردم در ایام نزدیک به انتخابات، بتوانند امتیازات خاصی را کسب نمایند. البته معلوم نیست که تفکرات و برنامه ریزی های این گروه ها توسط چه افرادی انجام می گیرد، اما می توان حدس زد که این افراد هر که هستند از بینش و عمق سطحی در تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی برخوردارند، چرا که دکتر احمدی نژاد نه تنها در نزد افکار عمومی مردم ایران بلکه در نزد عموم مردم جهان به هنوان چهره شاخص مبارزه با ظلم و جور سران صهیونیستی شناخته شده است و چنین اقداماتی جز رسوایی طرح ریزان این پروژه ناصواب تبلیغاتی، ثمره ای به همراه نخواهد داشت.
البته شاید بتوان گفت که این بد اخلاقی انتخاباتی با مواضع و سخنان شجاعانه رییس جمهور در اجلاس دوربان 2، که با استقبال عموم مردم، مسؤولین، روحانیون و مراجع تقلید مواجه شد، بی ارتباط نمی باشد. چرا که به تصور چنین افرادی، با طرح ریزی پروژه دروغین پرتقال های وارداتی اسرائیلی، می توان فضای عموم جامعه و محبوبیت بیش از پیش رئیس جمهور را کنترل و در جهت خنثی نمودن آن اقدام نمود. اما باید دانست که چنین روش های نخ نمایی دیگر اثر نداشته، و اگر این افراد به فهم و درک عموم مردم ایمان نیاورند و دست از اقدامات ناشایست خود برندارند بزودی باید خود را در مقابل موج خشمگین افکار عمومی و عکس العمل های بدون پیش بینی آنان بیابند. منیع:سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال

+ نوشته شده در  88/02/09ساعت 1  توسط خبرنگار  | 

عبدالکریم سروش در کسوت پدر تئوریک دولت اصلاحات و اصلاح‌طلبان، یک فراماسونر است که سند تعامل رسمی او با کلوب سری و مخوف بیلدربرگ را فاش کرده ام. متاسفم که باید سندی دیگر را نیز فاش کنم و آن سند جاسوسی حسین بشیریه تنها با یک واسطه برای سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آمریکا (سیا) است. وی اصلی ترین تئوریسین توسعه سیاسی دولت اصلاحات بود و مغز متفکر سیاسی اصلاح طلبان به شمار می رفت. آیا اقای خاتمی نباید جواب دهد که چرا از امثال عبدالکریم سروش و حسین بشیریه حمایت می کرده و بارها با آنان در سالیان گذسته، جلسات مشورتی خصوصی داشته است؟!

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) و شبکه خبر دانشجو (اس.ان.ان) متن کامل سخنرانی پیام فضلی‌نژاد را که به مناسبت سالروز 16 آذر در دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد ایراد شد، منتشر کردند. به گزارش خبرگزاری‌ها، پژوهشگر و عضو مرکز پژوهش‌های روزنامه کیهان گفت: «بی‌پرده به شما می‌گویم که مبانی نظری اصلاح طلبان ایران، ریشه در تئوری ماسونی علم دارد که پس از قرن هفدهم میلادی در لژهای ماسونی پدید آمد و در دوران اوج جنگ سرد با مشارکت سازمان جاسوسی سیا، کلوب سری و مخوف بیلدربرگ، لژهای فراماسونری و بنیاد بین المللی روتاری تحکیم شد.»

لینک گزارش ایرنا: مبانی نظری ماسون‌زده «اصلاحات» در ایران

لینک گزارش شبکه خبر دانشجو (اس.ان.ان): دو تئوریسین ارشد اصلاح‌طلبان، جاسوس بودند

مبانی اصلاحات در ایران ماسونی است (بازنشر در سایت روایت)

پیام فضلی نژاد که به دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه شاهد در مراسم بزرگداشت 16 آذر سخن می‌گفت، ضمن اعلام این مطلب افزود:«مراد از اصلاح‌طلبان در فرهنگ سیاسی، احزابی است که معتقد به رفرم مذهبی و سیاسی هستند و به غایت سکولار می‌باشند و کوشش می‌کنند سکولاریسم به نحوی از انحاء در نظام سیاسی ایران رخنه کنند. صبغه بیرونی این فکر اصلاح‌طلبی هم در صحنه سیاسی ایران، حزب مشارکت ایران است. متاسفانه، دو تئوریسین برجسته فکر اصلاح طلبی در ایران که نظریه‌هایشان در دولت اصلاحات به اقتدار پولیتیکال و سیاسی رسید، در تعامل با کلوبهای ماسونی و سازمانهای جاسوسی غرب هستند.»وی افزود: «عبدالکریم سروش در کسوت پدر تئوریک دولت اصلاحات و اصلاح‌طلبان، یک فراماسونر است که سند تعامل رسمی او با کلوب سری و مخوف بیلدربرگ را در روزنامه کیهان (16 آذر) فاش کرده ام. می دانید که تاکنون ادله بسیاری برای وابستگی سروش به سرویس های امنیتی غرب موجود بود و حتی در مواقعی او آگاهانه به مثابه منبع اطلاعاتی دو جانبه کار می کرد، اما از امروز، سند رسمی تعامل او با مخوف ترین و سری ترین لابی ماسونی (بیلدربرگ) را در اختیار عموم مردم قرار دادیم تا پیرامون فراماسونر بودن پدرخوانده اصلاح طلبان، حجت بر همه تمام شود.»

پژوهشگر موسسه کیهان افزود: «متاسفم که باید سندی دیگر را نیز فاش کنم و آن سند جاسوسی حسین بشیریه تنها با یک واسطه برای سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده آمریکا (سیا) است. جزییات این سند تا چندی دیگر در روزنامه کیهان منتشر خواهد شد، اما مقدمتا بگویم که وی اصلی ترین تئوریسین توسعه سیاسی دولت اصلاحات بود که از ابتدای دهه هفتاد، به همراه آقایان سعید حجاریان، عباس عبدی و... در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری بر روی پروژه توسعه سیاسی کار می کرد. بشیریه مغز متفکر سیاسی اصلاح طلبان بود تا جایی که از اساتید دانشگاهی حجاریان به شمار می رفت و مشخصا استاد راهنمای پایان نامه فوق لیسانس وی بود. سالها، تئوری های حسین بشیریه به مثابه نسخه های استراتژیک سیاسی در دولت اصلاحات اجرا شد. آیا اقای خاتمی نباید جواب دهد که چرا از امثال عبدالکریم سروش و حسین بشیریه حمایت می کرده و بارها با اآنان در سالیان گذسته، جلسات مشورتی خصوصی داشته است؟!»

فضلی نژاد با ابراز خوشحالی از حضور در جمع دانشجویان شاهد گفت: «من دانشگاه شاهد را که فرزندان خانواده‌های گرانقدر شهدایمان در آن تحصیل می‌کنند، عقل منفصل انقلاب اسلامی می‌دانم که به روایت پیام مهر 1367 حضرت امام (ره)، خانواده‌های شهدا، تا همیشه تاریخِ این مشعل داران راه اولیاء، افتخار و روشنایی طرق الی الله را بر عهده گرفته‌اند. اما امام شهداء از کدامین طرق الی الله سخن می گفتند؟ از کدامین اسلام یاد می کردند؟ این اسلام چه بود و چگونه محقق می گردد؟ سوال، سوالی روشن است که البته پاسخی جاودانه دارد. امام شهداء از اسلامی می گفتند که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهان هستند و دشمنان آن، ملحدان و کافران و سرمایه داران و پول‌پرستانند. اسلامی که طرفداران واقعی آن همیشه از مال و قدرت بی بهره بوده اند و دشمنان حقیقی آن زراندوزان حیله گر و قدرتمندان بازیگر و مقدس نمایان بی هنر هستند. امام شهداء اعتقاد داشتند که این سیر در طرق الی الله برای احیاء اسلام، جز با جنگ عقده محقق نمی گردد؛ جنگی که قلب تپنده گفتمان انقلاب اسلامی است و بارها و بالاخص در پیام پذیرش قطعنامه 598 فرمودندکه ملت عزیز ما با خون پرچم اسلام را در دیگر ملت ها به اهتزاز در می‌آورد.»

پژوهشگر موسسه کیهان با تاکید بر اینکه «جنگ عقیده، قلب گفتمان انقلاب اسلامی است» گفت: «باید ببینیم و بنگریم که امروز این جنگ عقیده در کجای گفتمان سیاسی ما قرار دارد؟ ملاک پایبندی به ایدئولوژی امام خمینی(ره) تحقق جنگ عقیده است و ما در قامت یک مسلمان شیعه، دوری و نزدیکی به چنین جنگی را معیاری ناب می‌دانیم برای التزام به آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران. امام شهداء فرمودند ما باید حساب خود را با همه ابرقدرت ها یکسره کنیم و به آنها نشان دهیم که با همه گرفتاری های مشقت بارمان با جهان «برخورد مکتبی» می کنیم. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد و ما باید در بسیج بزرگ اعتقادی مان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ما در صدد خشکاندن ریشه های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم؛ ما تصمیم گرفته‌ایم گرفته ایم به لطف و عنایت خدای بزرگ، نظام هایی که بر این سه پایه استوار هستند را نابود کنیم و نظام اسلام رسول‌الله را در جهان استکبار ترویج نمائیم و دیر یا زود، ملت های دربند شاهد آن خواهند بود. »

فضلی نژاد با تاکید بر «تضاد اندیشه های سید محمد خاتمی با ایدئولوژی امام راحل» افزود: «خرسند نیستم از اینکه بگویم رهبر سیاسی اصلاح طلبان هم دل در گرو این جنگ عقیده ندارد. آقای سید محمد خاتمی به مثابه رهبر سیاسی اصلاحات، در تیرماه 1387 پیش در دیدار با دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی گفتند که بارها گفته‌ام در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمی‌کند. در کشور ما مردم امام(ره) را دیدند و او را انسانی شجاع یافتند، به او رای دادند و جمهوری اسلامی در کشور ایران و در چارچوب ملت ایران شکل گرفت.»  وی اظهار داشت: «این سخنان آقای خاتمی چه نسبتی با ایدئولوژی امام خمینی (ره) دارد؟! مگر حضرت امام نفرمودند که ملت عزیز ما با خون پرچم اسلام را در دیگر ملت ها به اهتزاز در می‌آورد. اسلام حق همه است. مگر امام شهداء نگفتند که ما با قدرت به پیش می رویم تا احکام اسلام را در کشور، در منطقه و بلکه در تمام دنیا پیاده کنیم. ما قدرت اسلام را به همه ابرقدرت ها خواهیم فهماند و اسلام را در همه کشورها پیاده خواهیم کرد.»

نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» گفت: «به زعم من کسانی که چنین سخن می‌گویند، دیگر حق منطقی سخن گفتن از پایبندی به راه و آرمان امام(ره) را ندارند. حضرت امام(ره) نشان دادند که اسلام ذیل تاویلات لیبرالیستی و مارکسیستی، یک اسلام التقاطی است و گفتند که اسلام، همه اسلام است و هیچ نسبتی هم با دموکراسی غربی ندارد. امام نشان دادند که حاکمیت تنها حق خداست و حاکمیت الهی، مشروعیت ذاتی خود را از مردم نمی گیرد. اسلام، اصل و اساس است و جمهوریت فرع و روش. هر حق حاکمیتی متفرع بر حق حاکمیت الله است. اینکه رییس دولت اصلاحات می گوید باید اسلام را به گونه ای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دموکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاح طلبان جز این را نمی‌خواهند، این نسبتی با اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) ندارد، بلکه تکرار رای حکومت دموکراتیک دینی از عبدالکریم سروش است. مگر ما امضاء داده ایم که اسلام با دموکراسی غربی سازگار شود؟!»

فضلی نژاد ادامه داد: «تئوری ماسونی علم در عرصه سیاست با تفکیک مشروعیت کلامی و شرعی از مشروعیت سیاسی آغاز می شود و فقط به امکان حاکمیت با سوءاستفاده از آراء جمهور مردم می‌اندیشد و به فلسفه حاکمیت در ابعاد الهی و اخلاقی آن کاری ندارد. این تنها تکنیک کسب قدرت است که حاضر است برای جمع کردن آراء مردم پایش را روی فلسفه الهی و فلسفه اخلاق بگذارد و از روی آن بپرد. این همان ارتجاعی است که رهبری معظم انقلاب نام آن را ارتجاع روشنفکری نهادند؛ ارتجاعی که راه به قرن هفدهم میلادی و لژهای فراماسونری می‌برد. تفکیک مشروعیت دینی حکومت از مشروعیت سیاسی و مردمی، در دو انقلاب فرانسه و آمریکا رقم خورد. بی راه نیست که در امتداد نظریه بافی های آقای خاتمی، آقای سعید حجاریان هم می‌گوید ما باید به اهدافی که انقلاب فرانسه رسید، برسیم.»

عضو مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان اظهار داشت: «این تئوری‌ها پس از قرن هفدهم میلادی از درون لژهای فراماسونری بیرون آمد. اعضاء انجمن سلطنتی لندن برای ترویج دانش طبیعی و سپس اصحاب دایره المعارف فرانسه، تئوری ماسونی علم را ساختند و پرداختند و فیلسوفانی و مشاهیری چون ژان ژاک روسو، مونتسکیو، ولتر، دنی دیدرو، بنجامین فرانکلین، جان لاک (پدر جامعه مدنی در غرب) و... نیز زیر چتر تشکیلات جهانی فراماسونری به تولید نظریه پرداختند. مورخانی چون ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن و نیز مازیلیش در کتاب سنت روشنفکری در غرب به این فرآیند اشارات دقیقی کرده اند.»

پژوهشگر موسسه کیهان با طرح این سوال که «آیا فراماسون ها از پدیدآورندگان انقلاب فرانسه بودند؟» اذعان کرد: «چرا این سوال را طرح می کنم؟ چون امروز نظریه پردازان اصلاح طلب مانند آقای سعید حجاریان می گویند تنها معیار و ملاک موفقیت انقلاب اسلامی ایران آن است که ببینیم آیا انقلاب اسلامی به نتایجی که انقلاب فرانسه گرفت، رسیده است. ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن، می گوید در هنگامه انقلاب فرانسه، 629 لژ ماسونی تنها در پایتخت آن کشور وجود داشت که هر لژ از 50 تا 100 عضو تشکیل شده بود. دورانت این لژها را نیروی اصلی و محرک انقلاب فرانسه می داند که همه مجاری انقلاب را کنترل کردند و نظام مطلوبشان را مستقر ساختند. فرونوفسکی و بروک مازلیش در کوشش برای یافتن نیروی اصلی انقلاب فرانسه و تحولات بعدی آن کشور، رای ویل دورانت را تائید کرده اند.»

فضلی نژاد افزود: «بنابراین، اینکه اصلاح‌طلبان دل در گرو ریشه و نتیجه انقلاب فرانسه دارند، خود حکایت از این می کند که ذهن آنان ماسون‌زده است. از دیگر سو، مثلا کسانی چون آقای سید محمد خاتمی، رییس جمهور سابق کشورمان در سال 1379 گفتند که انقلاب آمریکا و انقلاب ایران ریشه‌ها مشترکی داشتند. من می‌خواهم ریشه انقلاب آمریکا را به روایت مازلیش که مورد وثوق نظریه‌پردازان اصلاح طلب از حیث اعتبار علمی است، بیان کنم. او می‌گوید انقلاب آمریکا با نام بنجامین فرانکلین، مغز متفکر فراماسونری گره خورده است. فرانکلین کسی است که از سوی مورخان غرب به تنهایی مظهر انسان سده هجدهم نام گرفته است. او یک ماسون آمریکایی است که در لژ بزرگ پنسیلوانیا که از سال 1728 در مقام نخستین کانون بزرگ فراماسونری در ایالات متحده قرار دارد، به جمع ماسون های عصر خود پیوست و در بیست و هشت سالگی استاد بزرگ این لژ شد. مورخان تاریخ روشنفکری جهان، مانند جیکوب برونوفسکی، نفوذ وسیع و نقش رهبری او در تشکیلات جهانی فراماسونری را عاملی موثر بر انسجام توده مردم در انقلاب آمریکا می دانند و در انگلستان فرانکلین را نماد انقلاب آمریکا می شناختند. از یاد نبرید که این نماد ماسونی، بزرگترین خائن به حقوق الهی در ایالات متحده است. وقتی تامس جفرسون در نخستین پیش نویس اعلامیه استقلال آمریکا، عبارت «حقوق مقدس و سلب ناشدنی» را به کار برد، فرانکلین آن عبارات را حذف و واژه بدیهی را جایگزین کرد. واژه ای که اکنون هم در متن اعلامیه جا دارد و منشاء حقوق سکولار است.»

نویسنده کتاب «شوالیه‌های ناتوی فرهنگی» در ادامه گفت: «مورخان غرب اجماع دارند که ریشه های دو انقلاب فرانسه و آمریکا، ماسونی است. در طی این قرون تمدن سکولار غرب و جهان بی روح مدرنیته، از دل فلسفه ماسونی و شالوده باطنی‌گری عبرانی، یعنی کتاب کابالا، پدید آمد. الهیات این فرقه بود که اومانیسم و سکولاریسم را ساخت و فلسفه روشنگری را نیز پرداخت. از دیگر سو، این میراث ماسون ها در هنگام جنگ سرد به کمک بلوک غرب و نظام سرمایه داری آمد. من در سخنرانی‌ام در همایش ملی ناتوی فرهنگی در دانشگاه ملایر به تفضیل توضیح دادم که چگونه در عصر جنگ سرد فیلسوفان و علمای اجتماعی اروپا و آمریکا در خدمت سازمان جاسوسی و کلوب‌های سری درآمدند و امروز هم (16 آذر 1387) در روزنامه کیهان پرده از نفوذ فیلسوفان و علمای جاسوس غرب در نظام دانشگاهی ایران برداشتم. سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران می‌گذرد و نه تنها اصلاح‌طلبان از این مبانی پیروی می‌کنند، بلکه متاسفانه اصلی ترین متون درسی دانشگاههای ایران هم از دل تئوری ماسونی علم پدید آمده‌اند.»

پژوهشگر موسسه کیهان افزود: «خیال کردند که اسلام همان مارکسیسم است که با جنگ سرد فرهنگی و الگوهای ماسونی فروریزد. برای همین کوشیدند تا از عبدالکریم سروش یک مارتین لوتر بسازند و از سید محمد خاتمی هم یک گورباچف، اما سوم تیر 1384 کاخ آرزوهای آنان را نابود کرد.» فضلی نژاد اظهار داشت: «ما به عنوان نویسنده مسلمان، هم فرآیند تحقق آرمان‌های انقلاب فرهنگی را در دانشگاهها به شدت پیگیری می‌کنیم و هم معتقدیم که بر مبنای آراء امام (ره) و رهبری معظم انقلاب اسلامی، باید جنبش نرم افزاری و تولید علم به دقت تعقیب شود. باید در پی تدوین نقشه راه ناتوی فرهنگی در ایران باشیم و بدانیم که ذات رویارویی با ناتوی فرهنگی، صبغه ای علمی و تئوریک دارد، البته مبارزه سیاسی با غربزدگی، هم عرض جهاد علمی قرار می گیرد و دست کمی از آن ندارد.»

عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان در خاتمه سخنرانی خود گفت: «با بیانی از بیانات حضرت امام خمینی(ره) که این جلسه مکرر به نام ایشان معطر شد، سخنانم را پایان می دهم. ایشان فرمودند که بر روشنفکران غرب زده و شرق زده بتازید و هویت خویش را دریابید و بدانید که روشنفکران اجیر شده بلایی بر سر ملت و مملکتشان آورده اند که تا متحد نشوید و دقیقا به اسلام راستین تکیه ننمایید، بر شما آن گذشت که تاکنون گذشته است. امروز زمانی است که ملت ها چراغ راه روشنفکرانشان شوند و آنان را از خودباختگی و زبونی در مقابل غرب و شرق، نجات دهند. ما براساس امام راحل، نه تنها در جهاد بزرگ عقیدتی‌مان روشنفکران غربزده را نقد می کنیم، بلکه تخطئه می‌کنیم و بر آنان می‌تازیم. این را بدانید که اگر جنگ عقیده از سوی خانواده های شهدا و دانشجویان شاهد آغاز نشود، از سوی هیچ کس دیگری آغاز نخواهد شد و به ثمر نخواهد نشست.»

پس از پایان این سخنرانی ، پیام فضلی نژاد به پرسش های دانشجویان پاسخ داد و با خبرنگاران خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و خبرگزاری فارس نیز گفتگو کرد.فضلی نژاد در پاسخ به سوال خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) مبنی بر اینکه «آیا در دایره تعریف شما از اصلاح طلبی، احزابی مانند حزب اعتماد ملی نیز جای می گیرند؟» گفت: «درباره حزب اعتماد ملی قضاوتی نمی کنم، چرا که بدنه یک دست و همگنی ندارد، اما حجت الاسلام مهدی کروبی را دارای مرزبندی با اصلاح طلبان ماسون زده می دانم و تصورم این است که ایشان هر روز می کوشند که چنین مرزیندی ای را شفاف تر کنند.»

وی در پاسخ به سوالی درباره دلایل استقبال از کتاب «شوالیه های ناتوی فرهنگی» که توسط دفتر پژوهش های موسسه کیهان منتشر شده، گفت: «این کتاب، پژوهشی مستند بود درباره انقلاب مخملی در ایران که با دو رویکرد تحریر شد. رویکرد اول شرح تئوری انقلاب مخملی و ناتوی فرهنگی بود و بیشتر به مباحث نظری به نحو مجمل در این حوزه پرداخت. رویکرد دوم به صبغه عملی انقلاب مخملی و ناتوی فرهنگی در ایران نظر داشت و کوشش کرد تا چهره بیرونی این پدیده ها را در جامعه خودمان جستجو کند. تلفیق این دو رویکرد، یعنی هم وجه تئوریک و هم چهره بیرونی انقلاب مخملی و ناتوی فرهنگی بود که توانست با مخاطب ارتباط برقرار کند و به عنایت الهی این کتاب به چاپ هشتم برسد و نزدیک 24 هزار نسخه از آن فروش برود. اگر یک پژوهش در سطح تئوریک باقی بماند و به مخاطب مصداق های عملی و بیرونی را نشان ندهد، کارآمدی خود را از دست می‌دهد. ما نمی توانیم سخن از ناتوی فرهنگی بگوییم، اما مصداق شناسی آن را رها کنیم و در سطح نظری بمانیم. باید برای درمان درد، مصداق دقیق آن را بجوئیم. البته نمی گویم کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی چنین کرد، بلکه آن را یک گام مقدماتی و پرنقص در این وادی می دانم.»

اصل مصاحبه پیام فضلی نژاد در ایرنا

پژوهشگر موسسه کیهان همچنین در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاری فارس پیرامون دلایل فحاشی اصلاح طلبان به وی گفت: «من به ناسزا شنیدن و فحش های رکیک خوردن عادت کرده ام. اما سوال من از رهبران به اصطلاح اصلاح طلب ایران این است که جمهوریت نظام یعنی این که من به مثابه عضوی از اعضاء جمهور و مردم این کشور از مسئولان عالی سوالی می پرسم و آنان نیز وفق اصل پاسخگویی که در ذات جمهوریت مبتنی بر اسلام مستقر و مستتر است، باید به پرسش من پاسخ گویند. من در خرداد امسال در سخنرانی ای در مدرسه علمیه معصومیه قم، از آقای سید محمد خاتمی سوال کردم که سندی موجود است که نشان می دهد ایشان به همراه خانم معصومه ابتکار در سال 1999 به اجلاس محرمانه بیلدربرگ دعوت شده است. سوال کردم که آیا آقای خاتمی به اجلاس محرمانه بیلدربرگ که مجمع عالی فراماسونرهای جهان است، رفته است یا نه و اگر رفته چرا گزارش آن را نداده است؟ گفتم که اگر آقای خاتمی این سفر را تکذیب کنند، البته نوبت به طرح پرسش های مستند دیگری می رسد، اما ایشان در این باب سخنی نگفتند. بیش از یکصد وبلاگ و دهها سایت معتبر از جمله خبرگزاری های رسمی ایران، سخنان من در این باره را پوشش دادند و سوال من را آنان هم طرح کردند، اما نه تنها پاسخی به آن ندادند، بلکه خانم معصومه ابتکار و آقای محمد علی ابطحی با سخیف ترین ادبیات و الفاظی زشت، مرا به فحش کشیدند و دیگر پادوهای آنان، مانند محمد مهدی فقیهی هم به میدان آمدند. من در مقاله ای با عنوان «اصلاح طلبان فراموشکار» در روزنامه کیهان که رسانه های رسمی زیادی آن را پوشش دادند، به فحاشی های آنان پاسخ دادم.»

گزارش خبرگزاری فارس از سخنرانی پیام فضلی نژاد: سروش، پدر تئوریک دولت اصلاحات بود

فضلی نژاد پیرامون «افشای سند وابستگی عبدالکریم سروش به کلوب سری و مخوف بیلدربرگ» اذعان داشت: «اول باید بگویم که من وقتی از فراماسونر بودن سروش به مثابه پدر تئوریک دولت اصلاحات می گویم و اینکه برای نخستین بار سند وابستگی او به کلوب بیلدربرگ را افشا کرده‌ام، خرسند نیستم. بارها گفته ام که هیچ فرد دغدغه مندی دلش نمی خواهد سرمایه‌های جامعه خود را از دست رفته ببیند. دلم نمی‌خواهد که ببینم سرمایه های نظام اسلامی چنین به باد می رود و این منحصر به سروش یا خاتمی نیست. نظام برای سیاستمداران و علمای خود هزینه می دهد و بازخورد این هزینه ها باید جهاد عقیدتی برای استمرار آرمان های اصیل انقلاب اسلامی باشد، نه استحاله به هر نحو از انحاء. بنابراین، اگرچه مقتضای کار یک پژوهشگر سیاسی، نظر به چنین مسائلی است، اما مطمئنا با درد فراوان همراه است و من وقتی از فراماسونر بودن سروش سخن می گویم یا وقتی از تضاد اندیشه های سید محمد خاتمی با ایدئولوژی امام خمینی(ره) یاد می کنم، سلول سلول بدنم درد می‌گیرد. با این همه، رسالتم فاش‌گفتن از تحولات تاریخ فکر پس از انقلاب است.»

عضو مرکز پژوهش‌های موسسه کیهان ادامه داد: «پروژه‌ای که من پیگیری می کنم، بازخوانی تاریخ تحول فکر پس از انقلاب اسلامی ایران است. از این رو، پروژه‌ای فکری است، نه سیاسی. من دو سال است که چنین مباحثی را دنبال می کنم و ربطی هم به انتخابات ندارد و به قول دکتر احمدی نژاد، سالی یکبار انتخابات در ایران است و شما هر کاری بکنید، می‌گویند انتخاباتی بود. این پروژه، پروژه عمر من است و تحت هیچ شرایطی دست از نقد جریانات فکری حاضر در صحنه ایران نخواهم کشید. البته می دانم بضاعتی اندک و توانی کوچک دارم، اما عهد کرده ام که این بضاعت و توان را در راه جنگ عقیده که راه امام و رهبری است، خرج کنم.ـ.http://fazlinejad.ir/NoteDetail.aspx?id=54

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 2  توسط خبرنگار  | 

شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۷  از سایت پلاک نیوز
نامزد احتمالی جبهه دوم خرداد برای انتخابات ریاست جمهوری، رقبای خود را پیگیر برنامه‏های انقلاب مخملی و براندازی دانست.خبرنگار "پلاک‏نیوز" گزارش داد، در دیدار مهدی کروبی و صادق خرازی، انتخابات ریاست جمهوری و مسایل مربوط به این انتخابات بررسی شد.این گزارش می‏افزاید، کروبی در این دیدار با ابراز ناراحتی از رفتار اعضا و هواداران مشارکت و مجاهدین، به مشاور خاتمی گفت: مشارکتی‏ها و مجاهدین با نامزدی من مخالف هستند.  آنها نمی‏خواهند یک اصلاح طلب خط امامی واقعی، مدیریت کشور را بر عهده بگیرد.گزارش خبرنگار پلاک می‏افزاید، کروبی در ادامه دیدار با سفیر سابق ایران در فرانسه، با دفاع از مواضع خود که آن را در چارچوب نظام خواند، مشارکت و مجاهدین را به اقدامات خطرناک متهم کرده و اظهار داشت: مشارکتی‏ها و مجاهدین به دنبال انقلاب مخملین و براندازی هستند.

http://www.pelaknews.com
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 2  توسط خبرنگار  |