حضرت آيت الله خامنه اي، با يادآوري اينکه بنده نسبت به اشخاص هيچگونه نظري ابراز نمي کنم به تبيين شاخص هاي مهم انتخاب صالح ترين رئيس جمهور پرداختند و خطاب به ملت افزودند: کسي را برگزينيد که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم يگانه و صميمي باشد، ساده زيست باشد و خود و خانواده و نزديکانش از فساد و اشرافي گري و اسراف دور باشند چرا که گرايش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگي است.
ايشان در بحث ضرورت دوري مسئولان از تجمل و اسراف به نامگذاري سالجاري به سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف اشاره کردند و افزودند: مبارزه با اسراف و تبديل آن به فرهنگ، به سالها تلاش مستمر نياز دارد اما طبعاً مسئولاني که خود و يا نزديکانشان اهل اسراف باشند نمي توانند در اين زمينه به ملت کمک کنند. رهبر انقلاب اسلامي در جمعبندي اين بخش از سخنانشان به مردم تأکيد کردند: با اين شاخص ها در ميان نامزدها جستجو کنيد تا آگاهانه به صالح ترين فرد برسيد سپس با قصد قربت، به آنچه رسيديد رأي دهيد تا خداوند نيز به شما اجر دهد.
متن کامل این سخنرانی را درادامه مطلب ببینید
محمد مهدی تهرانی: تازه زیارت عاشورا تمام شده بود که وارد حسینیه شد. جمعیت را شکافت و در جمع
صمیمانه بچه های فعال انتخابات بر صندلی ساده جلوی حسینیه که اسمش حسینیه شهید همت ستاد انتخاباتی دکتر احمدینژاد گذاشته شده، نشست. بچه ها دور صندلی حلقه زدند و او سخن آغاز کرد. آیه ابتدای سخن به خودی خود یک منبر بود: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه... اقرار به ربوبیت پروردگار کافی نبود. مسلمانان بدر باید استقامت می کردند. استقامت یک نفر هم کافی نبود. "و من تاب معک" از ضرورت ایستادگی اهل ایمان می گفت و این همان آیه بود که رسول خدا را پیر کرد که فرمود: «شَیبتنی سورة هود»
سخن آغاز شد تا حجتالاسلام والمسلمین صدیقی با کنایه و اشاره از ناگفته ها بگوید و رهروان را شیوه طی طریق بیاموزد. گفت کارهایتان از سر شکر باشد و برای خدا؛ نه برای این و آن. از کلمبیا گفت و از ژنو. می گفت برخی تنگ نظرند. سخن به ضربه علی(ع) در روز خندق هم کشید تا برق شمشیر علی را بشناسیم و در عین حال لطف او به دشمنانش را هم دریابیم. تنین کلامش و یادی که از امام زمان(عج) می کرد، در ذهن ها ماند و قطرات اشکی که از روضه فاطمیه بر جبین ها نقش بست تا درس آن روز را برای همیشه در خاطرمان قاب کند...
«همیشه کارهایتان از سر شکر باشد. اعملوا آل داوود شکراً. خدا با ما رفاقت می کند. خدا دائماً ما را کمک می کند. خدا ما را تنها نمی گذارد. نمازتان را شکراً به جای بیارید. کارهایتان شکراً باشد. وقتی شکراً باشد، آدم شاد است. اگر این گونه نباشد، آدم همیشه دغدغه دارد. مدام با خودش می گوید می شود یا نمی شود. بریم فلان جا خودی نشان بدهیم؛ بعدها آقا یک کاره ای می شود ما را هم یه کاره ای می کند. اگه نشد خیلی به خودت نفرین می کنی. اما اگر شکراً بود، همیشه شادی. اعملوا آل داوود شکراً.
یکی از علما می فرمودند من به آقای طباطبایی گفتم شما که با قرآن زندگی کردید، مؤثرترین آیه ای که در زندگی دیدید کدام است؟ ایشان به این آیه اشاره کردند: «فاذکرونی اذکرکم و اشکروا لی اشکرکم.» ذکر و شکر. کار خدا هر چه هست، نعمت است. "هو معکم اینما کنتم." کجا خدا با شما نبوده؟ کجا تنها بودید؟ کجا خدا شما را واگذاشت...؟
حضرت امیر در منشور حکومتیاشان به مالک اشتر دستور میدهند که 3 گروه را در گروه مشورتی خود راه نده. اول آدمهای بخیل. شخصی محضر امیرالمومنین اظهار نیاز کرد. حضرت به او عنایتی کردند. کسی که کنار امیرالمومنین بود گفت یاعلی! اگر کمتر هم میدادید، او را کفایت میکرد. حضرت فرمودند الهی مثل تو در جامعه زیاد نباشد. آدم های بخیل به درد هیچ کاری نمی خورند. الحمد الله هنوز برای شما پول مزه نکرده است. الهی که هیچ وقت مزه نکند. آدم های پول پرست، بخیل هم می شوند. حضرت به مالک فرمودند تو که نماینده من هستی، وکیل هستی، مراقب باش اطرافت آدم بخیل نباشد.
دوم آدم های ترسو. ترس ننگ است. الجبنُ عارٌ. این جمله مال امام حسین(ع) است. آدم ترسو به هیچ دردی نمی خورد. این محبوبیتی که نصیب رئیس جمهور ما آقای احمدی نژاد شده است را ببینید. هر کس می خواهد، تنگ نظر باشد. این واقعیتی است که شده است. خدا عزیز کرد. علتش را من در چند چیز می دانم. ائمه یک قولی به ما دادند. فرمودند هرکسی خودش را به ما بچسباند، دامان علی را بگیرد، گوشه چادر حضرت زهرا را بگیرد، دم از ما اهل بیت بزند، هر کسی ورد زبانش مهدی باشد، قیام و قعودش مطرح کردن وجود نازنین حضرت باشد، فرمودند زَیَنّاهُم. اگر شما ما را رونق بدهید، ما پر رونقتان می کنیم. هر کسی رونق ما باشد ما رونقش می دهیم.
و بیُمنِه رُزِقَ الوَری و بوُجودِهِ ثَبَتَتِ الارضُ و السماء. وجودِهِ لَطفٌ و تَصرُّفِه لطفٌ آخَر. یکی اصل وجود امام زمان است که آقای ما جان عالم است. لو لا الحجة لساخت الارض باهلها. اگر امام زمان نباشد، زمین قرارش را از دست می دهد. اگر آقای ما نباشد زمین اهلش را فرو می برد. آقای ما آقای عالم است. حضرت ابراهیم جاعلٌ للناس بود ولی امام زمان ما امام همه خلایق است. امام ملائکه است. امام زمین است. امام خورشید است. امام کائنات است. در دعای ندبه می خوانید: اَینَ صدرُ الخَلایق؟ رئیس کل عالم است. وجود نازنینش همه را جمع کرده است. ضرورت وجود امام، ضرورت ادامه فیض خداست. اگر این نباشد، فیض خدا جاری نمی شود.
نکته دوم تصرفه لطف آخر. وجود مبارک امام زمان تصرف می کند در اراده دشمن. آنچه دشمن می خواهد عکسش می شود. آن صحنه های خطرناک را برای ناکامی نظام ما و برای به هم خوردن اوضاع ما در آمریکا راه انداختند. آن همه هزینه کردند که یک جوری رو کم کنند. خدا هم روی خودشان را کم کرد. یریدون لِیُطفِئوا نورَ الله بِاَفواهِهِم. این دست خداست. یدالله فوق ایدیهم. تمام نقشه هاشان را با مبانی دقیق علمی، روان شناختی و... تنظیم می کنند اما جواب نمی دهد. چرا؟ برای اینکه دست بالای دست بسیار است. یک دستی خدا بالای این دست ها قرار داده است. تمام نقشه ها با یک نگاه امام زمان به هم می خورد.
خود آقای رئیس جمهور برای من می گفتند برای رفتن به آن دانشگاه خیلی ها مخالف بودند. گفتم نه. اینکه می گوید گفتم نه، دست خودش نیست. یک تصرفی هست. آن کسی که میزبان ما بود، رئیس دانشگاه، آمد از اول هر چه خواست گفت. ببین چه قشنگ در آمد. و تصرفه لطف آخر. در این جریان ژنو هم همین بود. آنها همه نقشه ها را طرح کرده بودند که به نفع خودشان باشد. چرا؟ چون آقای احمدی نژاد مروج امام زمان است. تهاجمی دارد پیش می رود. هر جا می رود سخن از امام زمان است. آقاجانمان را دارد مطرح می کند.
در میان فضائل امیرالمومنین یک چیز علی را برجسته کرد، عبادت امیرالمومنین که نظیر نداشت اما مدالی که خدا پیغمبرش را مامور کرد تا به علی بدهد این بود: ضَربَتُ علیٍّ یومَ الخَندَق اَفضَل مِن عِبادَتِ الثَّقَلین. جنگ احزاب بود دیگر. مشرکین، اهل کتاب، تمام دنیا هم دست شده بودند. مدینه که پایگاه مسلمان ها بود محاصره شده بود. زمینه از نظر علمی و سیاسی و تحلیل های اجتماعی به نفع مسلمانان نبود. در این شرایط امیرالمومنین کاری کرد که کارستان شد. یک ضربتی زد که با این ضربت پایه های کفر لرزید.
رهبر انقلاب را ببینید. هیچ جا نشده حتی در بزرگترین جلسات، در بحران ها ایشان کمترین تزلزلی در وجودشان دیده شود. در قضیه کوی دانشگاه خواص هم ناامید شده بودند. من گریه بعضی از افراد خیلی قوی را در جریان کوی دانشگاه دیدم. اما آمد دو سه جمله خطاب به امام زمان گفت، تمام شد. حرکت باید تهاجمی باشد. این شجاعت است. ضربت علی یوم الخندق.
امیرالمومنین فرمودند که مالک! سه گروه را دور خودت راه نده. یکی آدم بخیل است. دیگری آدم ترسو است. دیگر آدم حریص است که مملکت فروشی می کند. خود فروشی می کند. این سه تا ریشه اش یکی است. و ریشه اش سوء ظن به خداست. آدم فکر می کند خدا او را فراموش کرده است.
برای آقای احمدی نژاد کار نکنیدها! پشیمان می شوید. اگر برای شخص کار کردید والله ضرر می کنید. اگر تشخیص دادید که ایشان برای خدا کار می کند، ایشان مفیدتر است، اگر تشخیص دادید، برای خدا کار کنید. اگر هم اطرافیان ایشان از شما خوششان هم نیامد، آن وقت پشیمان نمی شوید. کار برای خدا. قل اِنَّما اَعِظُکم بواحِدَه اَن تَقوموا لله مَثنی و فُرادی.
اگر برای خدا بود هیچ وقت شما شکست نمی خورید. امام برای چه همیشه پیروز بود؟ برای اینکه شعارش این بود که ما مامور به تکلیفیم. ما پیروز بشویم یا شکست بخوریم پیروزیم. کار برای خدا همیشه پیروزی است. کار برای غیر خدا همیشه شکست است. بیهوده خودتان را خراب نکنید. کار برای خدا. کار برای خدا. کار برای خدا.
نکته بعدی؛ ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه. اگر شما کارتان برای خدا بود و بعد هم مقطعی نبود. علی گفتید و ادامه داشت، اگر این گونه بود، خدا وعده داده که تتنزل علیهم الملائکه. اینها می آیند و کمک می کنند. چیزهایی که بلد نیستید در ذهنتان می آید. نکته بعدی این است که حرکتتان حرکت تخریبی نباشد. حرکت تخریبی همواره حاکی از ضعف است. ظلم به کسی نکنید. تهمت به کسی نزنید. غیبت کسی را نکنید. فحش به کسی ندهید. قداست کار و راهتان را تا آخر حفظ کنید. وجود مبارک حضرت امیر فرمودند که المُرُوَّتُ اَربَع. مروت چهارتاست. اول تواضع. شما باید خادم مردم باشید. به این خدمتگذاریتان افتخار کنید. هم در مقابل کسی که برایش کار می کنید هم وقتی مردم را دعوت می کنید متواضع باشید.
نکته دیگر اینکه اگر موقعیتی دارید، رقیبی مزاحمتان شد، مقابله به مثل نکنید. خُذِ العَفو وَأمُر بِالعُرف و اَعرِض عَنِ الجاهِلین. ما مسلمان می خواهیم زندگی کنیم. شیوه شما، روش شما، منش شما بزرگی باشد. کینه توز نباشید. این کار مال کفار است. مال تربیت نشده های در مکتب اسلام است. حتی اگر رقیبتان فحش داد و ایجاد مزاحمت کرد برخورد نکنید.
سوم، اَلعَطاءُ بِلا مِنَّه. اگر کار می کنید منت نگذارید. خدمت باشد؛ اما خدمت بدون منت. اگر خدمت با توقع بود، دیر یا زود ضایع می شود. مرید حضرت زهرا باشید. گدای بی بی باشید. اِنَّما نُطعِمُکُم لِوُجهِ الله لانُریدُ مِنکُم جَزاءً و لا شَکورا. نکته آخر، النَّصیحَتُ مَعَ العَداوَه. کسی با شما دشمن است؛ شما هم می دانید؛ از عداوتش خبر دارید؛ ولی نسبت به او هم دلسوز باشید. خُردش نکنید. دستش را بگیرید بلندش کنید.خب! چه کار بکنیم؟ دعا. از دعا غفلت نکنید که دعا مرده زنده می کند. دعا معجزه می کند. ولی دعا شرایط دارد. شرطش این است که وَابتَغوا اِلیهِ الوَسیله. با واسطه پیشش بروید. با حضرت زهرا بروید. این ایام، ایام نقاهت جانباز امیرالمومنین است...از رجانیوز
|
گناه مصباح بودن |
|
«ذنب لايغفر» مصباح بيان بي پرده و پيرايه الگوي حكومت طراز معارف قرآن و عترت بود. بيان مسلمات فقهي مورد قبول شيعه و سني از سوي آيت الله مصباح و تكيه او بر فتاوي امام (ره) در تحرير الوسيله با ناميده شدنش از سوي روزنامه هاي دوم خردادي به عنوان تئوريسين خشونت همراه شده بود. نقش علامه مصباح يزدي در نماياندن جلوه هاي تفكر ناب اسلامي و برملا ساختن زاويه تند انديشه ها و رفتارهاي فاصله گرفته از مباني، او را در كانون هدف گيري توپخانه تخريبي دوم خردادي ها قرار داده بود.متاسفانه شليك كنندگان اين خط آتش از داعيه داران بعدي اعتدالگرايي تا خروج كنندگان «بر» و «از» حاكميت را شامل مي شدند. «ذنب لايغفر» مصباح بيان بي پرده و پيرايه الگوي حكومت طراز معارف قرآن و عترت بود. او در خلال سلسله مباحث خود درباره نظريه سياسي اسلام تاسيسي و نه امضايي بودن نظريه سياسي اسلام و تفاوت آن با ديگر الگوها در نگرش به مقوله هاي آزادي، نقش مردم، مقبوليت و مشروعيت، حقوق بشر، تفكيك قوا، قانون، تسامح، تكثر و مقوله هاي متعدد ديگري را محققانه و در عين حال شفاف مورد بررسي قرار داد. زمان طرح اين مباحث دوره بدمستي و نفس كش طلبي كساني بود كه سرخوش از پيروزي سياسي، الگوي دموكراسي غربي را پايان تاريخ مي انگاشتند و به زعم آنان سخن مخالف خصوصا كه مستدل و مجاب كننده باشد بايستي به شديدترين وجه سركوب مي شد! آنها با انديشمندي مواجه بودند كه با داشتن سابقه اي مثل برعهده گرفتن دبيري «گروه ولايت» متشكل از بزرگاني مثل رهبر معظم انقلاب، شهدا بهشتي، باهنر، قدوسي، رباني شيرازي، رباني املشي و مرحوم آيت الله مشكيني و ... در اولين روزهاي آغاز نهضت امام (سال 1341) كه شكل گيري حكومت اسلامي يك آرزوي دست نيافتني تصور مي شد تحقيق در اين موضوع را آغاز كرده و در واقع از سابقون در اين جهاد بزرگ در شرايط اختناق پليسي رژيم ستمشاهي بود. اكنون او خويش را رسالتمند حفظ ثمره به بلوغ رسيده و ارجمند آن مجاهدات مي ديد. او بايستي خود را براي پذيرش تبعات اين پايداري آماده مي ساخت. چرا كه خصلت نابردباري روشنفكري بيمار نسبت به نظر مخالف خصوصا از جنس تاكيد شرع و قواعد آن، از ابتداي شكل گيري اين روشنفكري در حوادثي مثل بر دار كردن شيخ فضل الله نوري به خاطر اصرار بر لزوم مشروعه بودن مشروطه، خود را نشان داده بود. همان گونه كه پيش از اين بيان شد آنها با ايجاد گفتمان مصنوعي «نفي خشونت» از عملكرد پيامبر در برخورد با كفار تا اجراي حدود مصرح الهي را هدف لجن پراكني قرار داده بودند. كمترين مخالفت ولو علمي و محققانه در برابر اين فضا، سوژه اي براي شبكه پروپاگاندايي مي شد كه يك سر آن در راديوهاي بيگانه و رسانه هاي ضدانقلاب خارج كشور و سر ديگر آن در روزنامه هاي زنجيره اي و حتي بخشي از بدنه قوه مجريه بود. خصلت ديرينه شجاعت آيت الله مصباح در برخورد با انحرافات فكري او را در خط مقدم جبهه مدافعان مباني اعتقادي اسلام و نظام قرار مي داد. او معتقد بود: «وظيفه ديني و غيرت ديني به ما اجازه نمي دهد كه شاهد اهانت به مقدسات باشيم و ساكت بمانيم. اسلام براي دفاع از مقدسات ديني خشونت را تجويز كرده است. وقتي اسلام و مقدسات از جان و مال خود و فرزندانمان عزيزتر است، مي توانيم براي دفاع از آنها حتي جان خود را به خطر افكنيم. از اين جهت اگر كسي به مقدسات ديني توهين كرد انسان مي تواند او را مجازات كند مگر اين كه اقدام او موجب فساد بيشتري باشد.» آيت الله مصباح با ياد آوري فتواي امام درباره مهدورالدم بودن سلمان رشدي كه در هيچ دادگاهي صادر نشده و در عين حال مورد اتفاق نظر همه فقهاي شيعه و سني است انگيزه خود را از طرح اين بحث اين گونه بيان كرده بود: بنده در جهت انجام وظيفه خويش تصميم گرفتم بت نفي مطلق خشونت را بشكنم و اين تصور را كه هر خشونتي بد است و هر نرمشي مطلوب است نفي كنم... بلكه هر كدام از آنها با قيودي و در چارچوبه اي مطلوب است. با اين طلسم شكني، باراني از اتهام «خودسري» آيت الله مصباح در بيان نظرات فقهي خود بر سر او باريدن گرفت. حال آن كه يك ماه پيش از آن كه رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه مهرماه 1378 بر حرمت شرعي اعمال غيرقانوني حتي براي مقلدان مراجع تقليد ديگر تاكيد كنند آيت الله مصباح از كساني كه برخلاف دستورات مقام معظم رهبري عمل مي كنند تبري جسته بودند. بيان مسلمات فقهي مورد قبول شيعه و سني از سوي آيت الله مصباح و تكيه او بر فتاوي امام (ره) در تحرير الوسيله با ناميده شدنش از سوي روزنامه هاي دوم خردادي به عنوان تئوريسين خشونت همراه شده بود. اين جوسازي ها چنان براي شبكه انگليسي بي بي سي جذاب بود كه براي مقابله با آيت الله مصباح، مصاحبه اي را با آيت الله صانعي ترتيب داد. اما آيت الله صانعي گريزي از اين نداشت كه اذعان كند: «در مورد كسي كه به پيغمبر و معصومين ناسزا بگويد روايت داريم كه كشتن او براي هر كس كه شنيد جايز است.» او در عين حال با به ميان كشيدن استثنا در موارد بيم ضرر براي قاتل فرد ناسزاگو و يا مسلمان ديگر، سعي كرد تفاوت ديدگاه خود را با آيت الله مصباح بيان كند. اگر مباني ديني و مستندات فقهي ملاك قضاوت درباره نظرات استاد مصباح واقع مي شد حتي با تمسك به اختلاف سلايق فقها، يافتن نكته غيرقابل دفاع در اين نظرات تقريبا ناممكن بود. اما از كساني كه «تفكر شيعه گري را موجب انحطاط حكومت و مانعي براي دموكراسي و فرهنگ شهادت را خشونت آفرين» مي دانستند برمي آمد كه زشت ترين نسبت ها را به آيت الله مصباح بدهند. در فهرستي كه نويسندگان كتاب بازي ترور با بررسي روزنامه هاي دوم خردادي فقط در مدت يك سال بيان اين توهين ها جمع آوري كرده اند اين تعابير درباره آن شخصيت علمي و ديني ديده مي شود: «تئوريسين خشونت، فيلسوف خشونت، عامل وحشت، خطيبي چون وليد و معاويه، آدمكش، پرخاشگر، تحريك كننده به قتل، خائن به اسلام و انقلاب، صاحب تفكر خوارج، مخالف انقلاب اسلامي، مبلغ آنارشيسم و فاشيسم همسو با انجمن حجتيه و همسو با دشمنان، جاهل و ابله» اما ميزان و كيفيت حمايت رهبر معظم انقلاب از آيت الله مصباح در آن سالها در مورد هيچ يك از شخصيت ها سابقه نداشت. پس از بيان اين نكته در شهريورماه 1378 از سوي رهبر معظم انقلاب كه اين «شخصيت عزيز و عظيم القدر خلأ علامه طباطبايي و شهيد مطهري را در زمان ما پر مي كند، معظم له در آبان ماه 1379 نيز كه آيت الله مصباح به تهمت جديد مخالفت با دستورات رهبري متهم شده بود، اين حمايت محكم را از او ابراز نمودند: «اين هجوم هاي تبليغاتي كه به شخصيت هاي برجسته و انسان هاي والا و با اخلاق برجسته وارد مي كنند اينها همه اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يك نفر مثل جناب آقاي مصباح كه حقيقتا اين شخصيت عزيز جزء شخصيت هايي است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامي از اعماق دل بايستي قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند، مورد هجوم تبليغاتي قرار مي گيرد! حرف رسا و نافذ، منطق قوي و مستحكم هر جايي كه باشد، آنجا را دشمن زود تشخيص مي دهد چون حسابگر است. دشمن آنجا را مي شناسد و به مقابله اش مي آيد، با مرحوم مطهري هم همين جور برخورد كردند.» در آن روزها آنچه بيش از همه چيز اهل درد را مي آزرد (و متاسفانه تاكنون نيز ادامه يافته است) ورود افرادي به صحنه بود كه به عمده شدن اختلاف سلايق سياسي گذشته با اين موج همراه مي شدند. گاهي اين همراهي به انكار واقعيت هاي تاريخي هم منجر مي شد. اتهام مخالفت آيت الله مصباح با مبارزه پس از تبعيد امام (ره) در شرايطي با حرارت فراوان از سوي اين دسته از مخالفان او مطرح مي شد كه روند امام زدايي در جبهه دوم خرداد شدت گرفته بود. اما افرادي مثل آقاي سيدعلي اكبر محتشمي پور كه از همان زمان مبارزه با آيت الله مصباح برايشان در اولويت قرار داشت، ادعا مي كردند آيت الله مصباح مبارزه با رژيم شاه و همراهي نهضت امام را پس از 15 خرداد 42 كنار نهاده است. حال آن كه حتي مخالفان فكري آيت الله مصباح مثل آقايان دعايي، حجتي كرماني و ... اعتراف داشتند كه او نه تنها پس از خرداد 42 بلكه حتي در روزهاي پر از وحشت و خفقان پس از تبعيد امام در پاييز 1343 نويسنده، تهيه كننده و توزيع كننده شديداللحن ترين نشريه حوزه علميه قم برضد شخص شاه (نشريه انتقام) بوده است. نشريه اي كه به قول آيت الله مسعودي خميني «اگر آن زمان معلوم مي شد كه چه كسي اين نشريه را تهيه مي كند و اين مطالب را مي نويسد، قطعا آقاي مصباح به بهشت رفته بود.» و فقط يافتن قرائني درباره ارتباط بين اين نشريه و هيئت هاي موتلفه پس از قتل حسنعلي منصور و خطرناك تلقي شدن آيت الله مصباح و متواري شدن وي از ادامه انتشار آن جلوگيري كرد. تعجب آور است كه آقاي محتشمي به رغم سالها معاشرت با آقاي دعايي در نجف اشرف از او نشنيده باشد كه ترتيب فرار دعايي از قم به نجف را آيت الله مصباح داده بود و آقاي دعايي در اين فرار از كشور حامل نامه اي از فضلاي قم به امام بوده كه نويسنده آن كسي جز استاد مصباح يزدي نبوده است، نامه اي كه به گفته دعايي ابراز رضايت وخوشحالي امام را به دنبال داشت. مصباح يزدي دانشمندي است كه پس از هجرت شهيد بهشتي به هامبورگ به عنوان ملجأ فكري گروههاي اسلامي و حامي نهضت امام عمل مي كند و نام او تا سال 1349 در كنار بقيه بزرگان حوزه هاي علميه در اعلاميه ها و نامه ها ديده مي شود. اما صراحت مصباح در برابر انحرافات فكري گروه هاي مبارز و اعوجاج برخي از ارباب انديشه پردازي - كه به عقيده وي زمينه ساز انحراف جوانان متدين به سوي مكاتب الحادي بودند : در دهه 50 انگ مخالفت با مبارزه را از سوي اين گروه ها بر پيشاني او مي نهاد. تلاش علمي او براي مقابله فكري با الحاد و التقاط و نيز نهي اكيد او نسبت به همكاري گروه هاي مسلمان با ماركسيست ها به همين تبليغات دامن مي زد. وقتي اين همكاري به غلبه الحاد بر مبارزات اسلامي و خسارات سنگين ناشي از آن منجر شد، مبارزان اصولگراي مسلمان براي مقابله با اين مشكل از افرادي مثل شهيد مطهري و مصباح يزدي و مراكزي مثل موسسه در راه حق مدد خواستند. در آن زمان مطهري و مصباح بر خلاف برخي كه مكاتبي مثل ماركسيسم را صرفا رقيب اسلام مي پنداشتند، معتقد بودند كه ماركسيسم «الدالخصام» اسلام است. اين نگاه نه تنها مصباح بلكه حتي شهيد مطهري را در ميان بسياري از مبارزان به اتهام مخالفت به مبارزه مي نواخت. يكي از ادعاهاي سست و بلكه حيرت آور افرادي مثل آقاي محتشمي و ... موضوع همسويي مصباح با انجمن حجتيه بوده است. واقعا فيلسوف و متكلمي مثل آيت الله مصباح چگونه مي توانست همسو با كساني باشد كه طرد فلسفه و عرفان از شاخصه هاي اصلي انديشه آنان بود؟ مستمسك اين ادعا از خود آن مضحك تر است. افرادي مثل سيدحسين موسوي تبريزي از برگزاري جشن نيمه شعبان در سال 57 برخلاف نظر امام در موسسه در راه حق : كه علاوه بر آيت الله مصباح افرادي مثل آيت الله سيدمحسن خرازي، شهيد حقاني، دكتر احمدي اداره آن را برعهده داشتند : براي اثبات همسويي با انجمن حجتيه ياد كرده اند. در حالي كه به گفته آيت الله استادي در آن مقطع فعاليت هاي اين موسسه به سبب عمليات ساختماني در ساختمان اصلي در يك خانه قديمي در كوچه اي تنگ انجام مي شد كه اصلا برگزاري جشن در آن امكان پذير نبود. عدم درج نام آيت الله مصباح در بيانيه هاي مدرسين قم در اوج مبارزات سال 57 نيز از ديگر موضوعات براي اثبات مبارز نبودن او بود! پس از درج نام آيت الله مصباح در ذيل بيانيه مدرسين قم به مناسبت اولين خيزش در دور نهايي مبارزه (يعني 19 دي 56) به سبب درخواست هاي مكرر دانشجويان مسلمان مقيم خارج كشور مصباح و يارانش براي غنابخشي فكر مبارزه اسلامي به تناوب در سفر به كشورهاي مختلف بودند. اسناد ساواك نيز از تعقيب سايه به سايه او : كه حتي در پخش اعلاميه ها فعال بوده است: حكايت دارد. با تاسف بايد پذيرفت جريان مخالف با مباني انقلاب توانست با تحريك حساسيت هاي مربوط به اختلاف سلايق سياسي دهه 60 نيروهاي حامي امام، برخي از آنان را در سنگر توپخانه پرحجم خود برضد نگهبانان ميراث انديشه ناب اسلامي قرار دهد. منبع: بصيرت/نوشته مرتضي صفار هرندی |
|
دوم خردادی ها را مردم شناخته اند. دیگر حنایشان هیچ رنگی ندارد. مجبورند عربده بکشند تا بمانند. برای حسن خمینی که از اینان حمایت می کند و اهانت رضا خاتمی به امام دقیقا دو روز قبل از سالگرد امام عزیز را بی پاسخ می گذارد و ... هم متاسفم. اگر او به دامان تفکرات امام برنگردد،مردم بین او ومحتشمی بی شرم و آغاجری موهن و خاتمی وحجاریان هیچ تفاوتی نمی گذارند. امام هم قطعا از او ناراضی خواهد بود. هتاکی کم سابقه محتشمی به آیت الله مصباح: تفاوتی بین فرقه مصباحیه وطالبان وجاهلان صدراسلام وجود ندارد! |
|
علی اکبر محتشمی پور به بهانه سخنرانی در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) در حسینیه اعظم اصفهان، شخصیت و سوابق آیت الله مصباح یزدی را برای چندمین بار مورد هتاکی قرار داد.به گزارش رجانیوز، در خبری که سایت خبری یاران باران وابسته به اصلاح طلبان اصفهان منتشر کرده است، محتشمیپور ضمن حملات مکرر به آیت الله مصباح یزدی در یک هتاکی بی سابقه از تفکرات این عالم دینی به فرقه مصباحیه یاد و ادعا کرد این فرقه هیچ فرقی با طالبان و جاهلان صدر اسلام ندارد! بنا براین گزارش، محتشمی پور که هرازچندگاهی و براساس کینه ای دیرینه شخصیت آیت الله مصباح را هدف هتاکی های خود قرار می دهد، با ابراز خشم از مؤسسه آموزشی- پژوهشی که تحت مدیریت آیت الله مصباح اداره می شود و تحریف دیدگاههای وی ادعا کرد: فردی مطرح می کند که این جمهوریت که امام از آن دم می زند، بر اساس مقتضیات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رأی مردم ملاک نیست و در اسلام جمهوری نداریم، یعنی این آقا که در راس فرقه مصباحیه قرار گرفته است، به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است. متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده اند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شده اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند، قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند. ادعای مزبور در حالی در قبال آیت الله مصباح ابراز می شود که مؤسسه تحت مدیریت وی در قم به عنوان یکی از کانون های اصلی تربیت طلاب فاضل برای پاسخ به شبهات روز فعالیت می کند و بر همین اساس، استقبال گسترده ای از دانش آموختگان این مؤسسه در محافل علمی و دانشگاهی می شود. همچنین این فحاشی به آیت الله مصباح از سوی فردی فاقد هرگونه جایگاه علمی در حالی ابراز می شود که علماء بزرگی مانند علامه طباطبایی، شهید آیت الله بهشتی و رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای جملات کم نظیری درخصوص آیت الله مصباح یزدی دارند. رهبر انقلاب درباره آیت الله مصباح تأکید می کنند: «بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ایشان به عنوان، یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب نظر در مسایل اساسى اسلام ارادت دارم. اگر خداى متعال به نسل کنونى ما، این توفیق را نداد که از شخصیت هایى مانند علامه طباطبائى و شهید مطهرى استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر، خلاء آن عزیزان را در زمان ما پر کرده است. من خدا را شکر و حمد مى کنم که نسل جوان ما در سراسر کشور به ایشان (آیت الله مصباح یزدى) شدیداً علاقمند و قدردان است. به نظر من یکى از چیزهایى که مى تواند خیلى کمک کند به این قضیه، این است که از کتابهاى شهید مطهرى، از معارفى که امروز بزرگانى بحمدالله هستند؛ از قبیل آقاى مصباح و دیگران که واقعاً مبانى فکرى اسلامى دست این هاست؛ از این ها استفاده کنند. حتى مى شود این ها را ساده کرد. شما مى توانید این کار را بکنید...» محتشمی پور که بارها با اظهارات خارج از ادب خود به آیت الله مصباح حمله کرده و به نظر می رسد از سعه صدر این عالم دینی و فعالیت های مؤثر او در کادرسازی طلاب و فضلای انقلابی به شدت خشمگین است، در بخش دیگری از اظهاراتش، ادعای تکراری خود را مبنی بر اینکه "از سال 44 در تمام اعلامیه هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده اند، حتی یک امضا از این آقا (آیت الله مصباح) دیده نمی شود"، بیان کرد و افزود: شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید.اتهام امضا نکردن اعلامیه از سوی آیت الله مصباح از سال 44 به بعد ر حالی مطرح می شود که حدود 18 نامه و بیانیه مهم در طول دوران مبارزه به امضاء آیت الله مصباح رسیده که 7 مورد آن مربوط به پس از سال 44 است. این در حالیست که با استناد به اسناد 5 جلدی انقلاب اسلامی تنها 4 اعلامیه از سوی محتشمی پور پس از تبعید امام امضا شده و در خلال سال های 56 و 57 یعنی سال های اصلی مبارزه حتی یک اعلامیه نیز به امضای وی نرسیده است.منبع:http://www.rajanews.com/News/?29920 اخبار مرتبط: سید احمد خاتمی: آیت الله مصباح ؛ چهره ای مخلص، زاهد و ناشناخته نماینده ولی فقیه در سپاه: آیتالله مصباح از نزدیکترین مجاهدان به اندیشه امام هستند |