پس از انتشار فیلم مصافحه آقای خاتمی با دخترهای ایتالیایی بحثهای داغی در سطح رسانه ها و مخصوصا از جانب طرفداران ایشان و منتقدین مطرح بوده و هست . بعلت حساسیت موضوع و اثرات منفی که بر جامعه گذاشته لازم دیدم برای تنویر افکار عمومی بیشتر به این موضوع بپردازم .
نفس دست دادن یک مسلمان با نامحرم به استناد احکام دین حرام هست و غیر قابل توجیه والبته انتشاراین عمل هم نادرست ، ولی باید این را در نظر بگیریم نه دنیای امروز محیط بسته ای هست که بتوان اطلاعات را در حوزه ای مخفی کرد و نه آقای خاتمی شخصیت عادی هستند که عملکرد او فقط مربوط به خودش بوده و تبعات آن جامعه را در برنگیرد .
از روزی که فیلم در سایتهای خارجی قرار گرفت و برای اولین بار توسط سایت بازتاب منتشر گردید هر دو گروه مرتبط در این قضیه مواضع متفاوتی را اتخاذ کردند .
در ابتدا موضوع با احتیاط مورد نقد قرار گرفت و افکار عمومی منتظر عذرخواهی آقای خاتمی بودند که متاسفانه طرفداران ایشان روش غیر منطقی را اتخاذ کرده و دفتر گفتگوی تمدنها با ناشی گری و آقای خرازی با ساده انگاری سعی در توجیه کار ایشان نمودند غافل از اینکه اینجا کشور اسلامی هست و مردم ارتکاب گناه آنهم از سوی یک مسئولی که 8 سال زمام امور کشور را در دست داشت برنمی تابند .
باشکست این طرح رسانه های وابسته تلاش کردند تا صورت مسئله را مخدوش کنند و با یک حرکت رو به جلو مطرح کردن این موضوع را در جهت تخریب شخصیت آقای خاتمی قلمداد کردند و حتی بعضی از وبلاگهایی که از سایتهای وابسته به جناح دوم خرداد خط می گرفتند نقد از ایشان را به مثابه تخریب پایه های نظام دانسته و منتقدین را ضدانقلاب خطاب می کردند .
غافل از آنکه انقلاب و نظام اسلامی قائم به شخص نیست . چه بسا مسئولین بلند مرتبه و برجسته تاثیرگذار رفتند ولی انقلاب و نظام هنوز پابرجاست و به پیش می رود .
پس از آنکه دیدند افکار عمومی با این طرح هم اقناع نشد دست به ترفندی دیگر زدند که به نظرم بسیار خطرناک هست .
آقای میبدی با استناد غلط به فقه و احکام اسلامی تلاش کرد تا گناه ایشان را موجه جلوه دهد و بدتر از آن برای اینکه راه را برای دیگر تخلفات آشکار جناحشان باز گذارد به مراجع تقلید توصیه کردند تا در مورد اینگونه احکام تجدید نظر کنند و برای خواسته خود مثالهایی هم آوردند که برای اهل فن غیر قابل قبول و باور بود .
مگر چه ضرورتی داشت تا آقای خاتمی شخصاً به سمت دختران رفته و ضمن گفتگو با آنان مصافحه کند ؟! اگر دست نمی دادند شخصیت ایشان لکه دار و یا اسلام و انقلاب اسلامی در عرض خطر قرار می گرفت ؟ بنده در واکاوی رفتار ایشان یک گریزی می زنم به دوره اصلاحات و در واقع ریشه اینگونه رفتار خلاف عرف و دین را در آن دوران می دانم .
بعد پیروزی آقای خاتمی در دوم خرداد 76 تئوریسینهای جبهه دوم خرداد تلاش کردند تا رای به خاتمی را رای بمنزله رویگردانی مردم از اسلام و انقلاب و امام (ره) قلمداد کنند و رویه ای را در پیش گرفتند که ملت فراموش شد و همه هم و غمش این گروه تحمیل دمکراسی آنهم از نوع غربی اش بر این مردم مومن انقلاب کرده بود .هر روز طرحی و پروژهای هماهنگ و نشات گرفته از غرب مطرح می شد . کار به جایی رسید که گفتند ما امام و راه او را لازم نداریم و اگر مردم روزی انقلاب کردند و او را به رهبری برگزیدند تحت تاثیر شرایط آن روزگار بوده و حالا باید او را به تاریخ سپرد که اینگونه هم کردند . جوانان را وارد عرصه های سیاسی کرده و در کشمکشهای سیاسی آنها را بکار گرفته و برای عقب نشینی نظام از مواضع اصولی خود توقعات آنها را تا آن حد بالا بردند که اکنون جوانان تربیت یافته آن دوران همه چیز را برای خود می خواهند و از جامعه طلبکار بوده و مسئولیتی در قبال آن احساس نمی کنند . غرب را قبله آمال خود می دانند و از دین و فرهنگ خود شناخت کافی ندارند و ...
اصلاح طلبان دین را افیون جامعه می دانستند و د ردوران آنها مردمی که از مراجع تقلید تبعیت می کردند به میمون تشبیه داده شدند و احکام اسلامی را عقب مانده و آن را تا حد عبادات فردی تنزل دادند . بسیاری از قوانین دین را غیر ضروری دانسته و جایگاه رهبری معنوی مراجع را زیر سئوال بردند . ارتباط بین دختر و پسر را توجیه شرعی می کردند و در صورت مقاومت مومنین بر آنها تاخته و متحجرشان می نامیدند .
این طرحها را به امید همراهی توده مردم یکی پس از دیگری اجرا کردند و در نهایت پس از 8 سال تلاش مستمر برای دین زدایی انتظار داشتند تا مردم به آنان آفرین گفته و با انتخاب مجددشان در دور سوم حکومت، بساط اسلام و انقلاب را از ریشه برکنده و جمهوری اسلامی را آنچان که دشمنان اسلام می خواستند استحاله کنند ولی با عنایت خداوند و هوشیاری مردم آنگونه نشد که آنان و اربابانشان می خواستند و به واقع باید گفت خطر از بیخ گوش مردم رد شد .
گرچه مردم از آنها رویگردان شده و می بایست دوم خردادی ها به اشتباه خود پی برده و به آغوش میهمن باز می گشتند ولی آنها بر افکار غلط و انحرافی خود پافشاری کرده و می کنند .
اخیرا با ویزای ویژه بوش آقای خاتمی به آمریکا سفر کردند چرا ؟ بوش گفت می خواهم اسلام متفاوتی را ببینم . آری اسلام آمریکایی که حضرت امام خمینی (ره) خطر آنها سالیان پیش گوشزد کرد و آنجا که در وصیت نامه ارزشمندشان فرمودند نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیافتد که در دوران اصلاحات مصداق آن سخن حکیمانه امام همام پدیدار شد. نامحرمانی که با پوستین دین بر طبل بی دینی می کوبیدند . نا اهلانی که اهل سازش با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب بودند و از طرح آن عبایی نداشتند .
گفتگو در باره دوم خردادی ها و رفتار و عملکردشان وقت زیادی را می طلبد که در حوصله این یادداشت نمی گنجد و هدف از گریز به آن دوران ریشه یابی رفتار آقای خاتمی بود و به نظر میرسد آقای خاتمی و اطرافیان ایشان بر اسلامی غیر از اسلام امام و مردم پایبندند و در اسلام انان پذیرفتن ذلت و سر خم کردن در برابر دنیای استکبار قابل توجیه هست . مصاحفه با دختران که جای خود دارد .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر / یا علی
منبع: وبلاگ فصل آگاهی
روز گذشته هم زمان با برگزاری نماز جمعه شهر مقدس قم، یک طومار 30 متری در اعتراض به برخی اقدامات سید محمد خاتمی به امضاء نمازگزاران و زائران رسید.به گزارش رجانیوز، در این طومار که با جمله ای از امام راحل (ره) مبنی بر اینکه " صدمه ای که اسلام از آخوند های فاسد می خورد از محمد رضا (شاه ملعون) نمی خورد"، آغاز شده، می افزاید: جایگاه با عظمت روحانیت شیعه همواره در طول تاریخ هزار ساله خود از طرف دشمنان اسلام، مورد تهاجم و تخریب قرار داشته است اما آن چنان که برخی افراد نا لایق از درون این نهاد مقدس در تضعیف و تخریب آن موثر بوده اند هیچ دشمنی از بیرون نتوانسته به شأن و موقعیت بالای علمای اسلام ضربه وارد کند.
دولت نهم، اصلاحات بنیادین اقتصادی در زمینه بیماریهای ریشه داری چون مساله سوخت، بروکراسی اداری، بودجه، ساختار نظام بانکی و بیمه در کنار ابتکاراتی نظیر تصویب بیش از 6000 مصوبه در سفرهای استانی که تا کنون بیش از 70 درصد آن اجرایی شده و همچنین پیشرفتهای گسترده علمی و فناوری در حوزه های دانشگاهی و صنعتی، گوشه ای از پرکاریهای اقتصادی دولتی است که از سوی رهبر انقلاب «پرکارترین دولت پس از انقلاب» نامیده شد. 
براي سيد محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري هفتم، در پاسخ به سؤالي درباره علت استعفاي خاتمي از وزارت ارشاد، تأكيد كرده بود: به هر جهت ايشان گفت که من مىخواهم مدتى بروم. خوابى هم ديده بود و مىگفت که مىخواهد دنبال کارهاى علمى و حوزوى برود. چه بسا مشکلات ديگرى هم داشتند.به گزارش رجانيوز، سردبير روزنامه رسالت در يادداشتي با طرح اين سؤال كه "چه کسانى مملکت را با خواب اداره مىکردند؟!" به مقايسه اظهارات اخير كروبي در مقابل نقل خاطره اي از آيت الله جنتي، پرداخت.وي با اشاره به جنجال هاي ايجاد شده به دنبال ذکر خواب مادر يک راننده تاکسى در نماز جمعه تهران توسط آيتالله جنتى، مي نويسد: روزنامههاى دوم خردادى با فرمان حملهاى که از سوى آقاى کروبى صادر شد يک دور جديد از حملات عليه آيتالله جنتى را سامان دهند.
از جمله معترضان به این گزینش می توان به مهدی کروبی اشاره کرد که گفته؛ اگر قرار است از حزب ما( اعتماد ملی) کسی انتخاب شود، آن کس را ما باید انتخاب و معرفی کنیم.

